تبليغاتX
به نام خداوند بخشنده دستگیر

به نام خداوند بخشنده دستگیر
یکی بین همه  
قالب وبلاگ

با فیلم جنگیا حال میکنم

 چون صحنه های زندگیمو توشون پیدا میکنم!


[ چهارشنبه 3 خرداد1391 ] [ 17:8 ] [ khafsh ] [ ]

دلم براش تنگ شده بود

گفتم بهش سلام برسونن

وقتی شنید گفت : فکر میکردم از من خوشش نمیاد

بدم میاد دیگران با تصورات ذهنی خودشون جلو میرن.

چی میشه آدما زود قضاوت نکنن تا وقتی با حقیقت مواجه شدن ،تعجب نکنن؟!

[ شنبه 30 اردیبهشت1391 ] [ 21:19 ] [ khafsh ] [ ]
استاد : وقتی بزرگ شدی چه میکنی؟

شاگرد : ازدواج!

استاد : منظورم اینه که چی میشی؟

شاگرد : داماد!

استاد : اوه! منظورم اینه بزرگ شی چی بدست میآری؟

شاگرد : زن!

استاد : ابله!!! وقتی بزرگ شی برای پدر و مادرت چی میگیری؟

شاگرد : عروس!

استاد : پسرجان پدر و مادرت در آینده از تو چه میخوان؟

شاگرد : یک زندگی متاهلی موفق!

[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 12:5 ] [ khafsh ] [ ]


کلا از آدمایی که "نصیحت منشانه" برخورد میکنن بدم میاد

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 19:7 ] [ khafsh ] [ ]

جدایی

این واژه متلاشی گر با ظاهری ساده!

اما سخت ؛ وقتی در بطنش وارد میشوی و محتوایش را احساس میکنی!

علاقه یا عادت

فرقی نمیکند

پایانش جدایی است.

جدایی از محیط زندگی ، کارهای روزمره

دوستان و حتی پدر و مادر...

دست آخر، دست جدایی همسفر نهایی توست

و من این روز ها گرم جدایی با 12 سال تحصیل ام!

با معلمانی که نمیدانم سیگنالهایی با خطوط مبهم "من" روزی از ذهنشان خواهد گذشت؟!

صدای پای جدایی را آخر خواهی شنید.

چه در انظارش باشی،چه موهوم باشد

اما زمانی گزنده خواهد بود که مقصودی در پی نداشته باشد

و این پوچی گنگ وجودت را در بر میگیرد.

اکنون ؛ من و جدایی انتظار هم را میکشیم

بی آنکه مزه ای از مقصودمان را چشیده باشیم...

بی گمان" این پوچی گنگ و گزنده "مرا به یاد یک سرانجام می اندازد:

مرگ

نه بدان معنا که امیدی وجود ندارد

آنسان که احساس شود آخر کار نیست و

 تا انتها  راه دراز است...


!

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 17:52 ] [ khafsh ] [ ]

راننده خرفت!

میبینه دارم مسیر مخالفش ، اونم تو پیاده رو میرم،

بازم بوق میزنه ؛

یعنی میخوای سوار شی؟!

[ شنبه 23 اردیبهشت1391 ] [ 16:7 ] [ khafsh ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

روح پر آشوب من برخاسته است...
امکانات وب